حکمرانی داده باید به تصمیمسازی در صنعت پتروشیمی منجر شود
تحول دیجیتال در صنعت پتروشیمی از مرحله استفاده از سامانهها و ابزارهای فناوری اطلاعات عبور کرده و امروز بیش از هر چیز به نحوه جمعآوری، تبادل و استفاده از دادهها برای تصمیمگیری و تنظیمگری گره خورده است؛ موضوعی که با توجه به گستردگی مجتمعهای پتروشیمی و حجم بالای اطلاعات خوراک، تولید، فروش و عملیات، اهمیت بیشتری مییابد.
در چنین شرایطی، شرکت ملی صنایع پتروشیمی بهعنوان رگولاتور صنعت، برای ایفای دقیقتر وظایف خود به دادههایی نیاز دارد که بهموقع و قابل اتکا باشند؛ اما این به معنای دسترسی رگولاتور به همه اطلاعات شرکتها نیست.
شهرام رضایی، مدیر فناوری اطلاعات و ارتباطات شرکت ملی صنایع پتروشیمی بر ضرورت شکلگیری الگویی برای تبادل امن و هدفمند داده تأکید میکند؛ الگویی که ضمن تأمین نیازهای اطلاعاتی رگولاتور، محرمانگی دادههای شرکتها را نیز حفظ کند.
در این میان، سامانه «شهاب» یکی از طرحهای اصلی صنعت پتروشیمی برای حرکت بهسمت حکمرانی داده و تنظیمگری هوشمند با هدف ایجاد بسترهای لازم استقرار سامانه هوشمند انرژی است. به این منظور، این سامانه با دریافت تحلیلها و بینشهای حاصل از دادههای فرایندی و غیرفرایندی مجتمعهای پتروشیمی و بدون اختلال در مالکیت بنگاههای خصوصی بر دادههای خود، امکان پایش و تعادل جرم و انرژی صنعت را فراهم میکند و درعینحال، اطلاعاتی با ارزش افزوده که ناشی از دید 360 درجه به کل زنجیره ارزش صنعت بوده و قابل استفاده برای خود شرکتهای پتروشیمی است در اختیار قرار میدهد.
رضایی با تأکید بر اینکه مسیر تحول دیجیتال باید از ایجاد چرخه صحیح داده و استقرار هوش تجاری آغاز شود، از کمبود نیروی انسانی متخصص و ضعف سواد دیجیتال بهعنوان دو چالش مهم این مسیر یاد میکند و معتقد است: موفقیت تحول دیجیتال زمانی قابل اندازهگیری است که اثر آن در تصمیمگیری، بهرهوری، ایمنی و مدیریت بهینه منابع صنعت دیده شود.
گفتوگوی شبکه اطلاعرسانی نفت و انرژی (شانا) با شهرام رضایی، مدیر فناوری اطلاعات و ارتباطات شرکت ملی صنایع پتروشیمی را در ادامه میخوانید.
شرکت ملی صنایع پتروشیمی بهعنوان رگولاتور صنعت چگونه میتواند با توسعه حوزه فناوری اطلاعات و تحول دیجیتال، تنظیمگری مؤثرتری داشته باشد؟
شرکت ملی صنایع پتروشیمی رگولاتور صنعت پتروشیمی است و وظایف حاکمیتی مهمی به عهده دارد. با وجود حجم قابل توجه اطلاعاتی که در صنعت وجود دارد، هنوز نمیتوانیم به بهترین شکل از این دادهها برای حکمرانی استفاده کنیم؛ زیرا اطلاعاتی که به رگولاتور میرسد، گاهی دقیق و بهموقع نیست. یکی از دلایل این مسئله، بهروزنبودن برخی سیستمهای ارتباطی میان مجتمعها و رگولاتور است.
بنابراین، پیش از صحبت درباره فناوری، باید باور و فرهنگی مشترک درباره ارزش داده ایجاد شود.
یک مجتمع پتروشیمی، بهویژه یک واحد کسبوکار خصوصی، باید بداند زمانی که داده خود را در اختیار رگولاتور قرار میدهد، چه منفعتی برای او ایجاد میشود. اگر این منفعت را ببیند، خود برای ارائه بهموقع و دقیق اطلاعات تلاش میکند.
رگولاتور زمانی میتواند تنظیمگری مؤثر باشد که اطلاعات دقیق و بهموقع در اختیار داشته باشد. البته در همه این فرایند، امنیت اطلاعات نیز اهمیت بسیار زیادی دارد. زمانی که از گردش آزاد اطلاعات صحبت میکنیم، همزمان باید به امنیت اطلاعات و پایداری سرویسها دقت شود. بنابراین، باید مشخص شود چه اطلاعاتی، با چه سطحی از دسترسی و برای چه منظوری مبادله میشود. البته گردش آزاد اطلاعات بین رگولاتور و شرکتهای پتروشیمی باید دوسویه باشد.
چگونه میتوان این رویکرد را میان پتروشیمیها گسترش داد؟
شرکتهای پتروشیمی درصورتیکه باور داشته باشند تبادل اطلاعات با رگولاتور میتواند به مدیریت بهتر بهینهتر اکوسیستم منجر میشود و بهتبع آن، از منافع بیشتری در شرایطی که فقط از دادههای انحصاری خود برخوردار باشند، بهرهمند میگیرند، بیشک در این مسیر پیشقدم میشوند. در ادبیات مدیریتی علمی دنیا به این رویکرد رگتک (RegTech) یا رگولاتوری مبتنی بر فناوری میگویند. بخش خصوصی فناوری و تجربه روز خود را دارد و رگولاتور نیز بر اساس همان فناوری و اطلاعات، تنظیمگری میکند.
امروز مجتمعهایی در صنعت پتروشیمی داریم که در حوزه تحول دیجیتال، امنیت اطلاعات و هوش مصنوعی پیشرو هستند و باید از تجربه همین شرکتها استفاده کرد.
از سوی دیگر، رگولاتور نباید هر اطلاعاتی را مطالبه کند. باید فقط دادهای را بخواهد که برای ایفای وظایفش ضروری است. در این صورت، بخش خصوصی نیز اطلاعات خود را با حداقل ریسک در اختیار رگولاتور قرار میدهد.
برای حل این مسئله چه الگویی را پیشنهاد میکنید؟
حکمرانی و تبادل فدرال داده از الگوهایی است که میتواند کمک کند. در این الگو قرار نیست رگولاتور همه اطلاعات یک مجتمع را دریافت کند. رگولاتور به دادههایی مشخص بدون جزئیات نیاز دارد، اما همان داده حداقلی باید دقیق، معتبر و بهموقع باشد. حتی میتوان الگوریتمها را از سمت رگولاتور به مجتمعها فرستاد تا تحلیل و بینش دادهای مورد نیاز از داخل همان مجتمع استخراج شود
این روش چند مزیت دارد: هم مشارکت بخش خصوصی را افزایش میدهد، هم دادههای تجاری آن شرکت نزد خودش باقی میماند و نگرانیهای مربوط به امنیت سایبری و محرمانگی اطلاعات کاهش مییابد.
بنابراین، درصورتیکه یک دریاچه اطلاعات برای کل صنعت پتروشیمی داشته باشیم، میتوانیم آن را نهفقط در اختیار صنعت پتروشیمی بلکه به همه صنایع وابسته به محصولات پتروشیمی داده شود.
سامانه «شهاب» از پروژههایی است که در صنعت پتروشیمی تعریف شده است. چه هدفی در این سامانه دنبال میشود؟
قانون برنامه هفتم پیشرفت تکلیف کرده است که وزارت نفت حداکثر تا پایان سال دوم برنامه، «سامانه جامع مدیریت هوشمند انرژی» برای پایش و نظارت بر جریان و فرایندهای نقاط استخراج، انتقال و ذخیرهسازی، تولید و مصرف (داخلی و صادرات) کالاهای تولیدی در زیرمجموعه صنعت نفت را راهاندازی کند.
ازاینرو، از دو سال گذشته ایجاد شبکه هوشمند انرژی در دستور کار صنعت نفت قرار گرفته است که در صنعت پتروشیمی سامانه «شهاب» نامیده میشود. این سامانه نخستین و در عین حال بزرگترین پروژه تحول دیجیتال در صنعت پتروشیمی است.
هدف دریافت اطلاعات مجتمعهای پتروشیمی بهشکل فدرال و با رویکرد Zero Trust یا اعتماد صفر است؛ یعنی مجتمعها مجبور نباشند برای ارائه اطلاعات، ارتباطات ناایمن یا دسترسیهای گسترده ایجاد کنند. شرکت ملی صنایع پتروشیمی به همه اطلاعات مجتمعها نیاز ندارد. بر این اساس، حداقل اطلاعات مورد نیاز را بهصورت دقیق و لحظهای دریافت میکند تا بتواند بالانس جرم و انرژی صنعت و در نهایت رگولاتوری هوشمند را انجام دهد.
در این تعادل، منابعی که وارد صنعت میشوند، مانند نفت، گاز، آب و دیگر منابع در مقابل محصولات و خروجیهای صنعت قرار میگیرند. این موضوع چند کمک اساسی به ما میکند: محل اتلاف انرژی مشخص میشود، مدیریت منابع محدود کشور بهبود مییابد و وظایف رگولاتوری دقیقتر انجام میشود.
آیا سامانه شهاب فقط برای سیاستگذار طراحی شده است؟
خیر؛ یکی از نکات مهم این است که سامانه شهاب فقط برای سیاستگذار نیست. مجتمعهای پتروشیمی نیز میتوانند از اطلاعات این سامانه استفاده کنند. برای نمونه، اگر یک مجتمع بخواهد بداند در کل صنعت چه مقدار تولید انجام شده یا یک محصول در کجا تولید و به کجا منتقل شده است، باید از چند منبع اطلاعاتی استفاده کند. اما اگر شهاب راهاندازی شود، منبعی بهروز و قابل اتکا برای کل صنعت خواهیم داشت. ازاینرو، خروجی سامانه شهاب هم به سیاستگذاری و هم به کسبوکار شرکتهای پتروشیمی کمک میکند.
اجرای سامانه شهاب اکنون در چه مرحلهای است؟
طراحیهای سامانه انجام شده است، اما با توجه به شرایط کنونی و محدودیتهای کشور، اجرای یکباره آن در کل صنعت ممکن نیست. بر اساس برنامه، ابتدا پایلوت این پروژه در یکی از مجموعههای وابسته به شرکت ملی صنایع پتروشیمی، مانند مرکز اراک شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی اجرا میشود و پس از تأیید، پروژه با کنسرسیومی متشکل از پتروشیمیها توسعه داده میشود. پیشبینی میشود پایلوت تا آخر آبان آماده شود.
هدف این است که سامانه شهاب یک پروژه دولتی صرف نباشد، بلکه کل صنعت در آن مشارکت داشته باشد. حتی معتقدم بهتر است این پروژه از سوی خود بخش خصوصی اجرا شود، زیرا در این صورت بخش خصوصی مالک داده خود باقی میماند و رگولاتور فقط از داده مورد نیاز استفاده میکند.
در این میان، هوش تجاری چه جایگاهی دارد؟
پیش از اینکه به هوش مصنوعی برسیم، باید هوش تجاری (BI) را داشت. ابتدا باید دادههای درست و بهموقع داشته باشیم، آنها را در یک دریاچه داده آماده کنیم و سپس از آن برای تصمیمگیری استفاده کرد. زمانی که BI درست شکل گرفت، دادههای معتبر در دسترس بودند، آن زمان استفاده از هوش مصنوعی AI معنا پیدا میکند.
برای نمونه، اگر اطلاعات تولید، فروش، قیمت، شرایط آبوهوا، وضع تنگه هرمز و حتی قیمت فروش محصولات در بازارهای جهانی در دسترس باشد، هوش مصنوعی میتواند در مدت کوتاهی الگوریتم بسیار دقیقتری برای قیمتگذاری ارائه کند.
بنابراین، مسیر باید داده صحیح، هوش تجاری، تصمیمسازی و سپس استفاده از هوش مصنوعی باشد.
جایگاه هوش مصنوعی در برنامه تحول دیجیتال شرکت ملی صنایع پتروشیمی کجاست؟
هوش مصنوعی بیشک باید در صنعت پتروشیمی استفاده شود و حرکتنکردن بهسمت آن بهطور قطع زیان است؛ اما استفاده از هوش مصنوعی بدون آمادهبودن زیرساخت داده، میتواند صنعت را دچار مشکل کند.
اگر داده صحیح وجود نداشته باشد، هرچقدر الگوریتم هوش مصنوعی پیشرفته باشد، خروجی مناسب نخواهد بود و ممکن است صنعت آسیب ببیند. بنابراین، باید ابتدا زیرساخت داده و هوش تجاری تقویت و در کنار آن، از کاربردهای مشخص هوش مصنوعی نیز استفاده شود.
بااینحال، در سند نقشه راه تحول دیجیتال در صنعت پتروشیمی، به اکوسیستم عاملی هوشمند اشاره شده که هدف غایی مسیر طراحیشده در نظر گرفته شده است.
کاربردهای مشخص هوش مصنوعی در صنعت پتروشیمی چه مواردی میتواند باشد؟
نگهداری پیشبینانه از مهمترین کاربردهاست؛ یعنی پیش از اینکه یک تجهیز خراب شود، بتوان خرابی آن را پیشبینی کرد. در حوزه ایمنی نیز هوش مصنوعی میتواند کمک کند قبل از وقوع حادثه، نشانههای آن شناسایی شود. اگر حادثهای نیز رخ داد، سیستم میتواند کمک کند مشخص شود کدام بخش باید سریعتر از چرخه خارج شود تا کمترین خسارت ایجاد شود.
پردازش تصویر نیز از دیگر کاربردهای مهم هوش مصنوعی است. امروز ممکن است یک نفر ساعتها به چند مانیتور نگاه کند و بعد از مدتی به دلیل خستگی، یک اتفاق را نبیند. هوش مصنوعی میتواند بهصورت مستمر تصاویر و دادهها را بررسی کند.
بنابراین، کاربرد هوش مصنوعی در صنعت فقط به یک موضوع محدود نمیشود؛ از نگهداری پیشبینانه تا ایمنی، پردازش تصویر، تحلیل داده و تصمیمیار مدیریتی میتوان از آن استفاده کرد.
سند جامع هوش مصنوعی صنعت پتروشیمی نیز به همین منظور تدوین شده است.
بله، این سند در چهارچوب اسناد بالادستی و نیازهای واقعی صنعت تدوین شده و قرار است نقشه راه ما برای استفاده از هوش مصنوعی باشد. در این سند، پروژههایی در محورهای مختلف تعریف شده است. اما نگاه ما این نیست که فقط تعداد زیادی پروژه تعریف کنیم؛ ابتدا باید مشخص شود صنعت پتروشیمی دقیقاً به چه چیزی نیاز دارد و هوش مصنوعی چطور میتواند آن نیاز را با کمترین هزینه و بهترین عملکرد پاسخ دهد. به همین دلیل، پروژهها از سمت نیاز صنعت تعریف شده است، نهفقط از سمت فناوری.
از سوی دیگر، هوش مصنوعی یک فناوری نیست که فقط به دلیل جذابیت آن، همه جا باید استفاده شود. هوش مصنوعی یک شیوه جدید برای فکرکردن و حل مسئله است. ابتدا باید مشخص شود که کدام هوش مصنوعی برای صنعت پتروشیمی کاربرد دارد. باید نیاز صنعت شناسایی و به اندازه نیاز از هوش مصنوعی استفاده شود.
ازاینرو، مطالعات مختلفی در تدوین سند هوش مصنوعی انجام شده و تجربه شرکتهای نفتی و پتروشیمی دنیا بررسی شده است. از هوش مصنوعی نپرسیدیم که چه چیزی برای صنعت بهتر است؛ خودمان مطالعه و بررسی و سپس اولویتها را مشخص کردهایم.
آموزش نیروی انسانی از موضوعهای مهم در کنار هوش مصنوعی است. در این حوزه چه برنامهای دارید؟
به اعتقاد بنده، آموزش از مهمترین حلقههای مفقوده تحول دیجیتال است. حتی فردی که دکترای کامپیوتر دارد، برای کار با مفاهیم جدید هوش مصنوعی، تحول دیجیتال و حکمرانی داده نیاز به آموزش دارد. این آموزش باید در سطوح مختلف انجام شود؛ از کارشناسان تا مدیران ارشد.
امروزه افراد مختلف ازدستیارهای هوش مصنوعی خروجی میگیرند، اما استفاده بدون بررسی و راستیآزمایی خروجیها بسیار خطرناک است و ممکن است خسارتهایی را به دنبال داشته باشد. ازاینرو، سواد دیجیتال در این زمینه اهمیت بسیاری دارد.
آیا برای ایجاد سواد دیجیتال، راهکاری مانند آکادمی دیجیتال را دنبال میکنید؟
در یک سال گذشته پیشنهاد کردهایم که یک آکادمی دیجیتال داشته باشیم. امروز پدیدهای جدید به نام هوش مصنوعی و تحول دیجیتال وارد سازمان شده است، بنابراین باید متناسب با این پدیده آموزش داده شود. به این منظور، طرح تأسیس آکادمی دیجیتال صنعت پتروشیمی با هدف ارتقای سواد دیجیتال و توانمندیهای فنی همه همکاران و شرکای زنجیره ارزش تدوین شده است که در مرحله عملیاتیسازی قرار دارد.
چه اقدامهایی در ساختار صنعت پتروشیمی برای پیشبرد تحول دیجیتال انجام شده است؟
حدود یک سالونیم پیش به شرکتهای پتروشیمی ابلاغ شد که بدون بهکارگیری نیروی جدید یا ساختارهای بزرگ، از ظرفیت فناوری اطلاعات و نوآوری خود استفاده کنند و ساختاری با عنوان نوآوری، هوشمندسازی و امنیت ایجاد کنند.
همچنین تلاش شد استانداردی مشترک ایجاد شود تا همه مجتمعها بتوانند با یک زبان مشترک از این موضوع با شرکت ملی صنایع پتروشیمی در تعامل باشند.
پیشنهاد دیگر شرکت ملی صنایع پتروشیمی این بود که در هر شرکت، یک مسئول تحول دیجیتال وجود داشته باشد؛ فردی که بتواند این موضوع را در مجموعه خود پیگیری کند که برخی مجتمعها در این زمینه بسیار مطلوب عمل کردهاند.
عملکرد شرکتهای پتروشیمی در حوزه تحول دیجیتال را چطور ارزیابی میکنید؟
جهتگیری کلی صنعت پتروشیمی بهسمت تحول دیجیتال است و تقریباً همه متوجه اهمیت این موضوع شدهاند. بااینحال، مقدار موفقیت شرکتها متفاوت است. حدود 30 تا 40 درصد شرکتها به نقطهای رسیدهاند که توانستهاند از تحول دیجیتال منفعت مشخصی ببرند و بقیه نیز باید این مسیر را ادامه دهند.
بخش خصوصی بسیار سریعتر منفعت داده درست و بهموقع را احساس میکند؛ زیرا درنهایت نتیجه بهطور مستقیم روی درآمد و هزینههای آن اثر میگذارد. وظیفه ما در بخش دولتی این است که مانع ایجاد نکنیم، بلکه کمک و تسهیلگری داشته باشیم.
آیا تحول دیجیتال میتواند در حل ناترازی انرژی نیز نقش داشته باشد؟
تحول دیجیتال بهتنهایی ناترازی را حل نمیکند، اما میتواند وضع را بهبود ببخشد. تجربه دنیا نشان داده است که استفاده درست از داده میتواند حدود 10 تا 18 درصد در عملکرد سازمانها مؤثر باشد. ما نیز معتقدیم اگر سامانههایی مانند شهاب بهدرستی راهاندازی شوند، میتوانند به مدیریت بهتر منابع و کاهش بخشی از ناترازیها کمک کنند.
مهمترین خلأ کنونی در مسیر تحول دیجیتال صنعت پتروشیمی چیست؟
مهمترین چالش، نیروی انسانی متخصص است. چالش فقط هزینه زیرساخت نیست. بخش دولتی نمیتواند با ساختار و دستمزد کنونی بهراحتی متخصصان توانمند حوزه فناوری را جذب کند. ازاینرو، سعی میشود تا حد امکان پروژهها را برونسپاری کنیم، اما این موضوع نیز یک خطر دارد؛ اگر همه کارهای تخصصی به پیمانکار واگذار شود، ممکن است دانش فنی و بخش اصلی پروژه از دست ما خارج شود.
معتقدم، دولت باید کوچک باشد، اما از نظر نیروی انسانی متخصص تقویت شود. همچنین، با آموزش نیروهای موجود تا سطوح بالای مدیریتی، باید باور لازم در این زمینه ایجاد شود. اگر مدیر بداند حکمرانی داده چیست، تحول دیجیتال چه کمکی به سازمان میکند و هوش مصنوعی در کجا میتواند ارزش ایجاد کند، طبیعتاً پیگیری و حمایت بیشتری خواهد داشت.
دنیا با سرعت بسیار بالایی در حال حرکت است و نباید زمان بیشتری از دست بدهیم. البته من به توان جوانان و متخصصان ایرانی بسیار امیدوارم. در سختترین شرایط نیز ثابت کردهاند که میتوان راهحل پیدا کرد. هزینه و فناوری را میتوان مدیریت کرد، اما اگر متخصصان مناسب در بدنه سازمان وجود نداشته باشند، اجرای پروژههای بزرگ دشوار خواهد بود.
اگر بخواهیم افق دو تا سه سال آینده فناوری اطلاعات و تحول دیجیتال در صنعت پتروشیمی را ترسیم کنیم، به چه نقطهای باید برسیم؟
فناوری اطلاعات باید در اختیار تحول دیجیتال باشد. فناوری اطلاعات زیرساخت است. ترجیح میدهم بهجای تمرکز روی یک فناوری خاص، درباره «تحول» صحبت کنیم. فناوری ممکن است تغییر کند؛ ممکن است چند سال دیگر فناوریهای تازهای داشته باشیم. نباید خودمان را به یک فناوری خاص گره بزنیم.
هدف باید این باشد که تحول دیجیتال به تصمیمگیری بهتر و درنهایت به تحول در خلق ارزش و مدلهای کسبوکاری منجر شود. به این منظور، برای نمونه، باید بتوانیم سال آینده بگوییم درصد بیشتری از تصمیمهای ما بر اساس داده صحیح و بهموقع گرفته میشود. درنهایت، فناوری اطلاعات زمانی موفق است که اثر آن را در تصمیمگیری، بهرهوری، ایمنی، کاهش هزینه و عملکرد صنعت ببینیم.
جایگاه حکمرانی داده در این چشمانداز چیست؟
بشر هزاران سال است که داده تولید کرده و با ابزارهای مختلف ثبت میکند. امروز این مسیر به دیتابیس، دفترکل دیجیتال و فناوریهای جدید رسیده است، اما با این تفاوت که حجم و سرعت تولید داده بسیار بیشتر شده است و توان انسان برای بررسی همه این دادهها در حال کاهش است.
حکمرانی داده به معنای تعیین چهارچوبی روشن برای مدیریت دادههاست؛ بهگونهای که مشخص شود هر دادهای در کجا نگهداری و توسط چه کسی، برای چه هدفی، با چه سطح دسترسی و در چه زمانی استفاده شود. در این چهارچوب، مسئولیت صحت، اعتبار و بهروزبودن دادهها نیز باید مشخص باشد و چرخه عمر داده بهصورت شفاف تعریف شود. اما مهمتر از همه، حکمرانی داده زمانی معنا پیدا میکند که تصمیمگیری بر اساس آن انجام شود.
ممکن است یک داشبورد مدیریتی بسیار مناسب داشته باشیم، اما مدیر تصمیم دیگری بگیرد. این یعنی هنوز حکمرانی داده اتفاق نیفتاده است. حکمرانی داده یک فناوری صرف نیست؛ یک اراده و یک فهم مدیریتی برای تصمیمگیری مبتنی بر داده است.
اکنون در همین مسیر حرکت میکنیم. اگر بتوانیم جریان آزاد، امن، دقیق و بهموقع داده را در صنعت برقرار کنیم، سامانه شهاب و دیگر زیرساختهای مورد نیاز را توسعه دهیم، هوش تجاری را مستقر کنیم و درنهایت هوش مصنوعی را بر این زیرساختها قرار دهیم، آن زمان میتوان از تحقق تحول دیجیتال واقعی در صنعت پتروشیمی سخن گفت.
هدف نهایی این است که صنعت پتروشیمی با بهرهگیری از داده، منابع کشور را هوشمندانهتر مدیریت کند، تصمیمهای دقیقتر و اثربخشتری بگیرد، ارزش افزوده بیشتری ایجاد کند و برای آینده صنعت و نسلهای بعدی، تصمیمهای صحیحتر و آیندهنگرانهتری اتخاذ کند.
0 دیدگاه